X
تبلیغات
رایتل

جلسه اول درس تجزیه و تحلیل سیستم ها استاد روح اله نوری

پنج‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 12:31 ب.ظ

جلسه اول درس تجزیه و تحلیل سیستم ها استاد روح اله نوری

تفکر سیستمی

بحث سیستم و تفکر سیستمی اولا به صورت عام به عنوان یک تفکر غالب در حال حاضر در تمامی علوم حاکم شده وبه تبع در رشته مدیریت هم به عنوان یک روش تجزیه و تحلیل و شناخت از آن استفاده می شود یعنی نگاه به  سازمان به عنوان یک سیستم ،سازمان موضوع رشته ما(مدیریت)است و نگاه به سازمان به عنوان یک سیستم موضوع بحث ما است .

با نگاه سیستمی به سازمان است که ما می توانیم از این روش استفاده کنیم و سازمان را تجزیه و تحلیل کنیم برای همین عنوان این درس را گذاشته اند تجزیه و تحلیل سیستم ها، منظورشان آن موضوع رشته ما است که سازمان باشد گفتم که در منابع مختلفی که معرفی کردیم این بحث سیستم و تفکر سیستمی هست که به  یک نوعی از اسلایدهایی که توسط آقای نعمتی تهیه شده برای صحبت راجع به این که موضوع استفاده می کنیم…..ادامه بحث را در بیشتر بخوانید دنبال کنید.

دانلود فایل صوتی تفکر سیستمی از درس فنون تجزیه و تحلیل سیستم ها  10,378 KB حجم(جلسه اول)

دانلود فایل pdf تفکر سیستمی جلسه اول از درس تجزیه و تحلیل سیستم هاحجم473KB

چرخه فکر و عمل

یک مقدماتی  را اول مطرح می کند راجع به این که تفکر چیست؟ تفکر یکی از راههای شناخت و کسب علم و معرفت است. بین فکر و عمل رابطه وجود دارد و باعث می شود که انسان بر اساس آن افکاری که دارد رفتار می کند و اقداماتی را انجام می دهد. بین فکر و عمل چرخه ای وجود دارد به اینصورت که برای انسانها یک سری ابهام

تفکر سیستمی

ها،مجهولات و علامت سوال پیش می آید، مشکل پیش می آید، انسان ها فکر می کنند راجع به آنها و این فکر نتایجی در بردارد که منجر به  عمل و اقدام  می شود وقتی  که یک سری اعمال و اقداماتی را انجام می دهیم دوباره یک سری مشکلات ، مسائل و ابهاماتی به وجود می آورد که دوباره انسان (ما)باید فکری بکنیم و این چرخه همچنان ادامه دارد و بر این اساس چرخه های متعددی وجود دارد و  در زندگی ما از مقدمه ، می گذرد و وارد تفکر سیستمی می شود یک تعریف کلی ارائه می دهد می خواهد بگوید که تفکر سیستمی به چه درد می خورد و به چه شکلی است. تفکر سیستمی می گوید که چهارچوب  و روش و قانون و منطقی برای شناخت یک مسئله است که جنبه های تجزیه ای و تحلیلی و جنبه های ترکیبی آن مسئله را در بر می گیرد. خوب شما چیزی به یاد دارید از تجزیه و تحلیل و ترکیب وقتی که این واژه ها به گوش تان می خورد . یادتان می آید که وقتی ما زبان فارسی و یا زبان عربی می خواندیم یک بحثی در گرامر داشتیم بحث تجزیه، جمله را تجزیه می کردیم بعد یک بحث دیگر داشتیم ترکیب می کردیم  دقیقا این بحث همین مفهوم را می خواهد برساند می گوید که یکبار شما وقتی سازمان را به عنوان یک سیستم می بینید گفتم که این بحث تفکر سیستمی یحث تمام علوم است در بحث شناختشون اینجا وقتی صحبت می کنیم همه اش باید فکر شما برود در سازمان ما وقتی می گوییم مسئله ،مسئله در اینحا برای ما یک کلمه عام است به نام سازمان و مشکلاتی که سازمان با آن مواجه است مسئله ریاضی نیست برای ما یک مسئله پزشکی نیست بنابراین می خواهد از یک طرف اجزاء سیستم سازمان را تحلیل بکند یعنی دانه به دانه اجزاء انسانها را به عنوان یک جزء، تجهیزات را ،تکنولوژی را به عنوان یک جزء سرمایه و پول به عنوان یک جزء مدیریت به عنوان یک جزء اینها هر کدام یک سازمان  هستند از این دیدگاه و از یک دیدگاه دیگر واحد های مختلفی که در یک سیستم سازمان هستند جزء آن هستند واحد مالی واحد منابع انسانی،واحد فروش، واحد بازاریابی از یک طرف نگاه سیستمی می خواهد دانه به دانه این جزء ها را بشناسد  بعد از این طرف می خواهد ترکیبی از اینها را یعنی سیستم سازمان را به عنوان یک کل مورد توجه قرار بدهد.

بنابراین  با دو رویکرد  کمک می کند تفکر سیستمی به ما که سازمان را بشناسیم و قتی می خواهیم بگوییم ما تفکر سیستمی داریم یعنی می خواهیم هم سازمان وهم  اجزاء اش را ببینیم هم  ترکیبش را .

سوال: ماموریت در سازمان جزء کل و یا جزء سازمان است؟نقش ماموریت چیست؟(ماموریت جزء نتایج یکی از کلیت سازمان است ماموریت جزء یکی از نتایج کلیت سازمان است)

ببینید ممکن است یک مدیری از یک دیدگاه فقط به کلیت  مسئله نگاه بکند می آید می گوید که هدف من محقق بشود معلوم نیست که این کارکنانی که دارند کار می کنند راضی هستند ، نیستند اگر بیاید جزئی نگر باشد می گوید خوب من دارم اینجا الان کار می کنم آدمها را خوب باهاشون برخورد کنم تجهیزات خوبی داشته باشم ولی از آن طرف کلیت سازمان یعنی هدف کلی سازمان ممکن است محقق نشود  وزمانی می تواند این دو تا با هم باشد که هم اجزاء را ببیند و هم ترکیب و کلیت سازمان را تا هم اهداف کلی سازمان  محقق شود هم تک تک اجزاء به اهداف انفرادی

خود  برسند در عین حال مورد توجه قرار بگیرند و مشکلاتشون حل بشود. یک مسئله هم دیگر در نگاه  کلی این است که ما کلیب سازمان را در رابطه با سیستم های دیگه می بینیم اگر ما وارد جزئی نگری بشویم آن موقع محیط را نمی توانیم در نظر بگیریم (جلوتر بیشتر توضیح می دهم)

بنابراین این سوال مطرح می شود که آیا کلیت مسئله چیزی بیش از اجزاء مسئله دارد؟

به نظر شما این طور هست یا نه؟و آن چیست ؟ شما مثلا یک ساعت را در نظر بگیرید یک سری قطعات و اجزاء است اینها را می گذارید در یک پکیجی ، جمع می کنید خوب این یک سری مجموعه است ، یک سری مجموعه ای از اجزاء است ولی شما تا بین این یک کلیتی تعریف نکنید یک سری روابطی بین این قطعات و اجزاء ایجاد نکنید آیا اثر بخشی کلیتی به وجود می آید؟سیستمی وجود می آید؟ معنی کلیت یعنی همین  یعنی اینکه شما علاوه بر اینکه یک سری قطعات و اجزاء را دارید که در کنار هم هستند باید بین اینها روابطی تعریف بشود که چیز جدیدی به وجود می آید که متفاوت است از جمع اجزاء از جمع جبری اجزاء . پس کلیت متفاوت است بنابراین  شکل می خواهد دوباره رویکرد دوگانه را تفکر سیستمی بگیرد(اسلاید7) .یکی تفکر تحلیلی و یکی تفکر ترکیبی و که در تفکر ترکیبی شناخت روابط بین اجزاء و کل و محیط مورد نظر است یعنی شما باید روابط بین اجزاء درون سازمان را  در نظر بگیرید هم کل آن سیستم را در نظر بگیرید و هم ارتباطش را با محیط و سایر سیستم ها اما در بحث تفکر تحلیلی جزء یک دو و سه  و الی آخر دانه به دانه را شما بررسی و تحلیل قرار می دهید.

یک زمانی هست شما وقتی دارید اجزاء را تحلیل می کنید  می آیید مثلا وارد سازمان می شوید می گویید که من می خواهم بحث نیروی انسانی را مورد شناخت  قرار دهم. ببینم مشکلاتش چیه؟ مشکل روحی دارند؟ مشکل حقوقی دارند؟ مشکل خانوادگی دارند؟ اینجا اجزاء را داری بررسی می کنی خیلی کاری نداری به کلیت ، زمانی که بحث کلیت مطرح می شود.

تفکر سیستمی

میگی که این دانشگاه ،دانشکده، به عنوان یک سیستم ، با سایر دانشگاههای آزاد چه ارتباطی دارد و چطور ما می توانیم با انها رقابت کنیم. یک زمانی است این کل سیستم دانشگاه آزاد را داری با کل  آموزش عالی تحلیل می کنی الان باید ببینی که در برابر کل اموزش عالی ، در برابر پیام نور، دانشگاههای سراسری، چه ارتباطی بین اینها وجود دارد چطور داره رقابت می کنه ،چه تهدید هایی وجود دارد.  این از اون دیدگاه ترکیبی حاصل می شود بنابراین تفکر سیستمی  می خواهد با استفاده از این رویکرد تحلیلی و ترکیبی یه ادعایی را مطرح بکند  می گوید که ما در شناخت یعنی در شناخت سازمان همه چیز را با هم می خواهیم در نظر بگیریم هم به اهداف توجه کنیم هم به تغییرات توجه کنیم هم به محیط توجه بکنیم هم به روابط اجزاء ،خود اجزاء به منابع و غیره حالا ما باید ببینیم که این شدنی است یا خیر؟  ببینید این تفکر سیستمی در علوم مختلف ریشه دارد  و سابقه تاریخی طولانی دارد ولی خوب اینطور که به صورت مستند شده باشد که به عنوان یک بحث علمی مطرح شده باشد ، خوب خیلی بحث قدیمی نیست  ولی به یک نوعی می شود این بحث سیستم را در علوم مختلف ریشه اش را پیدا کرد همینجا است که مشخص می شود که این تفکر سیستمی در علوم مختلف وجود دارد مثلا یک مثالی که در (اسلاید شماره 9) اینجا آورده است وقتی مولوی در عرفان از وحدت و کثرت همزمان صحبت می کند منظورش همان تحلیل و ترکیب است  خوب در عرفان و در بحث فلسفه یعنی چی وحدت و کثرت با هم باشد؟

وقتی ما می آییم در بحث جامعه می گوییم که در جامعه باید ما کثرت را بپذیریم یعنی تنوع سلایق و عقاید ونظرات به لحاظ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی یعنی ما نمی توانیم بگوییم که مثلا آن زمانی که مثلا فاشیست ها و نازی ها در آلمان عقاید داشتند باید پاک سازی قوی بشود و فقط قوم وجود داشته باشد در یک کشور باید بپذیریم که انواع و اقسام سلایق نظرات وجود د اشته باشد این می شود کثرت ولی باید یک راهکاری پیدا کنیم که این کثرت به یک وحدتی برسد در ملت در منطق و فلسفه یادمان باشد تحلیل نمایشی داشته ایم و استقراری دقیقاً همین بحث می خواست مطرح کند در زیست شناسی بر تالنفی بحث نظریه عمومی سیستم ها را در اقتصاد نظریه تجربی و عمومی که طبقه بندی بولدینگ است این طبقه بندی بولدینگ را ما الان می گوییم در فیزک نظریه عدم واقعیت و نظریه آشفتگی و مهندسی کنترل نظریه سایبرنتیک مدیریت و سازمان پیشرفت یا ………. می گویند.

در کتاب یادگیری سازمانی پنج اصل است در کتاب اصل پنجم آن اصل پنجم را می گوید تفکر سیستمی است حالا اینها بحث های نظریه است خیلی هم که همین قدر آشنا باشیم کافی است

این که باز دوباره مطرح می کند که همین تفکر سیستمی یعنی تحلیل و ترکیب با هم و دیدن کلیت در کنار اجزاء می تواند به روشهای مختلف باشد به لحاظ ریشه اصطلا ح شناسی می گوید که سیستم ریشه در زبان یونانی دارد و مثل خیلی از واژه های لاتین دیگر و به معنای این که علت قرار گرفتن اجزا در کنار هم چون در سیستم یک سری اجزا در کنار هم قرار می گیرند و یک کلیتی را تشکیل می دهد برای همین اسمش را گذاشته اند سیستم تعاریف مختلفی ارائه شده است که حالا ما خیلی وارد جزئیات این تعاریف نمی شویم بعداً در اسلایدها نگاه خواهید کرد مثلا بر تألیفی می گوید سیستم مجودیتی است که حیات آن از طریق روابط متقابل میان اجزاء امکان پذیر است یا یک تعریف دیگر از چکلاند سیستم مجموعه ای از عوامل مرتبط با یکدیگر است که بیشتر حاکی از ویژگیهای کل است تا ویژگیهای اجزاء تشکیل معمولا در تمام این تعاریف یک چیز مشترک است و آن روابط بین اجزاء است که یک کلیتی را تشکیل می دهد حالا با واژه های مختلف را حل ایکاف می گوید که سیستم یک کل است

تشکیل از دو جزء یا بیشتر اما پنج شرط است:

اولینش این است که پس بنابراین ما به این تعریف نگاه نماییم زمانی می توانیم به یک سازمان بگوییم که این ویژگیها را داشته باشند این شروط را داشته باشند.

کل مورد نظر یک یا بیش از یک ویژگی و یا کارکرد و معین را دارا باشد وقتی پیترسنگه می گوید اصل پنجم یعنی تفکر سیستمی می گوید که سازمان ها تجهیزات دارند یادگیری دارند نیروی انسانی دارند که اطلاعات در آنها است اما اگر بین این ها تفکر سیستمی حاکم نشود کل ببینند کل معمولا آن چیزی می شود که آن هدف کی آن آرمان آن ماموریتی که سازمان بدنبالش است و همه آن را درک نکرده باشند در روابط بین این اجزاء موردی تعریف نشود که به آن کل فکر کنند که آن سیستم نیست این سازمان موفق نمی شود پس بنابراین کل باید یک چیزی بیش از اجزاء باشد و هر جزء بتواند رفتار و ویژگی های کل را تحت تاثیر قرار دهد این به این معنی است که وجود همه اجزاء ضروری است در یک سیستم سازمانی شما باید به همه اجزاء توجه بکنید ما نمی توانیم بگوییم که تجهیزات خوب بیاوریم سازمان موفق می شود باید نیروی انسانی هم مورد توجه قرار بگیرید ، پول هم مورد توجه قرار بگیرد مشتری ها را هم مورد توجه قرار بدهیم همه این ها در کنار هم هستند که موفقیت را تضمین می کند در جامعه هم به همین شکل است باز همان بحث وحدت و کثرت مطرح می شود نمی توانیم بگوییم که ما می خواهیم به عنوان یک جامعه موفق باشیم در عین حال بیاییم اقوام و سلایق و نظرات و گروهها را نادیده بگیریم به عنوان اجزاء جامعه ولی بعضی از مواقع بعضی از اجزاء مهمتر هستند یعنی آن نباشند سیستم متوقف می شوند مانند  نیروی انسانی ….

آیا یک سیستم قابل تقسیم به سیستم های دیگری با همان ویژگی های سیستم اولیه است یعنی اگر ما سیستم ها را تقسیم کنیم به سیستم های کوچک تر

آیا همان خاصیت را دارند شما در نظر بگیرید اگر دانشگاه آزاد قزوین به عنوان یک سیستم کوچکتری از کل دانشگاه آزاد است تمام ویژگی های آنرا دارد پس بنابراین باید توجه بکنیم که این حالت یک حالت نسبی است که هرچه قدر سیستم کوچک باشد باید ویژگی های سیستم را  داشته حالت کلیت حالت روابط بین اجزاء و فقط تفاوت بین ان در اینجاست که مصداق اینها فرق می کند محیط دانشگاه آزاد قزوین مطمئنا کوچکتر از دانشگاه آزاد است مثلا اگر شما بحث محیط را راجع به دانشگاه ازاد قزوین نگاه بکنید محیط دانشگاه آزاد قزوین با دانشگاه ازاد تاکستان به عنوان یک رقیب با ید مورد توجه قرار داد اما وقتی بحث دانشگاه آزاد پیش می آید کاری به واحد تاکستان ندارد چرا که جزء درون خودش است باید با دانشگاه پیام نور مقایسه گردد به عنوان یک سیستمی که در محیطش قرار دارد و خوب پیتر منگه یک تعریفی از سیستم ارائه می کند می گوید سیستم هر چیزی است که کلیت و شکل خود را در مقابل رو به گسترش اجزاء خود به دست می آورد  و یک سیستم بر اساس این واقعیت تعریف می شود که عناصر آن هدف مورد نظر در ارتباط با یکدیگر قرار گرفته اند.

تعریف پیتر سنگه از سیستم :

  • سیستم هرچیزی است که کلیت و شکل خود را در تعامل روبه گسترش اجزای خود به دست می آورد. یک سیستم بر اساس این واقعیت  تعریف می شود که عناصر آن هدف مشترکی دارند و به روش مشترکی عمل می کنند چرا که جهت نیل به هدف مورد نظر درارتباط با یکدیگر قرار گرفته اند.

 آیا  هدف یا اهداف هر جزء یا اجزای یک سیستم مشترک است؟

ماهیت رابطه بین عناصر یک سیستم چیست؟

در این جا این نکته را می خواهد مطرح کند که مطمئنا اهداف اجزاء با اهداف سازمان یکی نیست سازمان بایستی این اهداف متعارض را طوری همراستا  با اهداف کلی سیستم قرار بدهد همان طور که گفتیم تک تک اجزا هرکدام یک سیستم هستند.

 

ویژگیهای سیستم

1-اهداف سیستم:اهداف سیستم

  • هیچ سیستمی بدون هدف نیست.
  • سیستم بدون هدف یک توده از عناصر است.
  • سیستم می تواند چند هدف داشته باشد.
  • هدف می تواند دارای سلسله مراتب باشند. یعنی اهداف می توانند اولویت بندی شوند
  • هر زیرسیستم می تواند تحقق جزئی از هدف را دنبال کند.
  • اهداف آشکار و پنهان و خواسته یا ناخواسته سیستم. برای مثال یک بانک اعلام می کند که هدف بانک رضایت شماست این هدف آشکار بانک است ولی هدف پنهان بانک سود است.

2-اجزاء سیستم

•در یک سیستم جزء بدون کل سیستم  دیگری است و معنی ندارد.

•در یک سیستم کل بدون جزء نیز سیستم دیگری است و معنی ندارد.

•تنوع اجزاء

•در سیستم سلسله مراتبی از اجزاء وجود دارد.

•کل بیش از اجزا؟

3-روابط سیستم

بین اجزا روابط وجود دارد و این روابط خیلی متنوع است  نوع رابطه رئیس و مرئوس ،مشتری و کارمند، مشتری وسازمان و.. این اجزاءباهم رابطه همکاری دارند در واقع در شناخت سازمان با تفکر سیستمی باید به کل این روابط توجه کرد.

3-محیط سیستم

•هرآنچه بر سیستم احاطه داشته باشد و خارج از آن باشد.

  • محیط و سیستم رابطه و تعامل دارند.
  • اثرات محیط غیرقابل کنترل است.
  • تعریف و تعیین محیط یک سیستم دشوار است.
  • محیط نیز خود یک سیستم است

ما اگر جهان را به عنوان یک سیستم کلان ببینیم اجزاءاش جوامع هستند در این جوامع دوباره سیستمها سازمانها هستند و حالت محیط نسبی است.

4- منابع سیستم

 سیستم یک سری منابع دارد که منابع سرمایه نیروی انسانی تجهیزات و قطعات و مواد خام را می گویند که سیستم بر سر این منابع باهم رقابت می کند

5- حالات سیستم

سیستم ها در واکنش به محیط حالات مختلفی می گیرند  اگر واکنش مناسب باشد به تعادل می رسند و به حیات خود ادامه می دهند در غیر اینصورت امکان دارد دچار انحلال و مرگ شوند بعضی از سازمانها ممکن است از بین بروند ولی دوباره اهداف جدیدی تعریف می کنند و ادامه حیات می دهند این حالات مختلف تحت تاثیر محیط است.

6- سلسله مراتب سیستم

سیستم ها سلسله مراتب دارند که در این هرم( شکل زیر) سلسله مراتب طبیعت را نشان میدهد هر سیستم از زیر 

سلسله مراتب

سیستم هایی تشکیل شده است تفاوت سیستم و زیر سیستم نسبی است برای مثال یک دانشگاه در برابر دانشکده خودش ،سیستم اصلی است و دانشکده فرعی است و خود دانشگاه در برابرآموزش عالی زیر سیستم محسوب می شود.

7- پیچیدگی سیستم

 سیستم ها پیچیده هستند مخصوصا سازمان که موضوع بحث ما است.

طبقه بندی سیستم ها

  • با توجه به تنوع دیدگاهها طبقه بندی های مختلفی از سیستم ارائه شده است.

–     سیستم های باز و بسته : با توجه به محیط

موضوع کار ما سیستم باز است وقتی بحث محیط مطرح می شود یعنی سیستم باید باز باشد سیستم بسته مانند ساعت . اکثر سیستم ها ، سیستم های باز هستند.

–     سیستم های زنده و غیر زنده : با توجه به حالت سیستم

–     سیستم های ساده و پیچیده: با توجه به مسئله پیچیدگی

–     سیستم های انطباق پذیر و انطباق ناپذیر: با توجه به توانایی تغییر حالت

–     سیستم های گسسته و پیوسته: با توجه به کیفیت تغییرحالات

–     سیستم های قطعی و احتمالی: با توجه به میزان پیش بینی رفتار

–     سیستم های مانا و پویا: با توجه به تغییرحالت در طول زمان

–     سیستم های انتزاعی یا مفهومی و متجسم یا عینی: با توجه به ماهیت اجزاء

طبقه بندی بولدینگ:

در طبقه بندی معروف سیستم های بولدینگ  که هر چقدر این سیستم به سمت سیستم های ایستاتیک یا ایستا حرکت می کند قابلیت پیش بینی بالا و ساده تر و موضوع نیز علوم طبیعی است و هر چقدر سیستم ها به سمت سیستم های نمادین حرکت می کنند پیچیده تر،غیر قابل پیش بینی و موضوع آن هم علوم انسانی هستند. هر چقدر سیستم ها پیچیده تر می شوند تحت تاثیر ارزشها و ایدئولوژیها وفلسفه قرار می گیرند برای مثال علم فیزیک در همه جای دنیا یکی است ولی علم جامعه شناسی یا مدیریت در هر جامعه ای فرق می کند.

  • ساختارهای ایستا: اتم ها-مولکولها- کریستال ها ….طبقه بندی بولدینگ
  • ساعت گونه ها: ساعت ها- منظومه شمسی …
  • مکانیسم های کنترل: ترموستات …
  • سیستم های باز: شعله- سلول ها
  • ارگانیسم های رده پایین: ارگانیسم های گیاه گونه
  • حیوانات: سیستم عصبی …
  • انسان: خودآگاهی …
  • سیستم های اجتماعی فرهنگی: اجتماع- سازمان …
  • سیستم های نمادین: زبان- منطق- ریاضیات ….

از مکانیسم های کنترل تقریبا ارتباط با محیط شروع می شود و در سطح سیستم های باز مانند سلولها حیات شروع می شود در سطح گیاهان حیات وجود دارد و ارتباط با محیط وجود دارد و به محیط واکنش نشان میدهند ،در سطح حیوانات کاملا ارتباط با محیط وجود دارد و حیات واقعی است و محیط را درک می کنند وسیستم عصبی دارنداما بدون آگاهی .در سطح انسان خود آگاهی و شعور وجود دارد.  تفاوت سیستم های اجتماعی در سطح هشتم با سطح انسان در این است که در سطح هفتم خود انسان مورد مطالعه قرار می گیرد امه در سطح هشتم نقش انسان در سیستم ها مورد مطالعه قرار میگیرد.رشته مدیریت در سطح هشتم این طبقه بندی قرار میگیرد سطح نهم هم که سطح ناشناخته هاست زبان، ریاضی و..

در حقیقت طبقه بندی بولدینگ خواسته است که علوم را به هم نزدیک کند ارتباط علوم و سلسله مراتب علوم را تعیین کند بگوید که هر کدام از ینها موضوع مطالعاتشان چیست؟و چه قدر پیچیده هستند و هر کدام از این سلسله مراتب روش مطالع خاص خودرا دارند.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo